ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
168
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
و معطلى يك راست در اتاق مبله و آمادهيى كه جهت پذيرايى از سفير تهيه ديده شده بود ، منزل مىكند . نه خواهش ، نه تمنا و نه تهديد هيچ كدام در تصميم وى تغييرى نمىدهد ، در مقابل اعمال زور هم عكس العمل او معلوم بود ، يعنى بلافاصله دست به هفت تير مىبرد . در اين اثنا پرنس دالگوروكى از راه مىرسد و آقاى د . . . بىآنكه خود را از تك و تا بيندازد با غرور و گستاخى زياد به سفير مىگويد : من همپايهى شما ، حتى بالاتر از كليهى افراد امپراتورى روسيه هستم . نه تنها من ، بلكه يك تبعهى سادهى امريكا نيز بيش از همهى سفراى تزار ارزش و احترام دارد ! . . . . سرانجام براى اينكه سروصدايى بلند نشود ، به لطايف الحيل آن امريكايى را قانع مىكنند اتاق سفير را به خود او پس بدهد و در يكى از اتاقهاى ديگر چاپارخانه كه نظير همان اتاق براى او آماده خواهند كرد ، منزل كند . فرداى آن روز آقاى د . . . سرمست از شاهكارى كه زده پنج شاهى مقرر را نيز نمىدهد ، اسبش را سوار مىشود و در برابر نگاههاى مبهوت چاپارخانهدار بىاعتنا به راه مىافتد . اما داستان آقاى ب . كه پاريسى ثروتمندى با صد هزار فرانك درآمد بود به شرح زير است : اين شخص روزى با وسيلهى نقليهيى كه معمولا به وسيلهى قاطر حمل مىشود و ايرانىها به آن تخت روان مىگويند وارد رشت شد . او در ايام جنگ و حملهى فرانسويان جزء افسران بسيجى بود و به علت ابراز لياقت به دريافت نشان نيز موفق شده بود ، ولى براى يادگرفتن زبانهاى شرقى چنان مغز خود را با كلمات و لغات جور واجور انباشته بود كه تعادل روانى خود را به كلى از دست داده بود و در نتيجه عقلش درست كار نمىكرد . با اين همه نبايد از حق گذشت ، به بعضى از زبانهاى شرقى تسلط كامل داشت . درگذشت والدين وى - كه ادعا مىكرد يكى از عموها آن دو را مسموم كرده است - آخرين ضربه را به قواى دماغى او وارد ساخت . اين آقا خيال مىكرد از جانب خداوند براى اعتلاى اسلام برگزيده شده است و براى انجام اين رسالت از فرانسه راهى كشورهاى مشرق زمين شده بود . ولى بخت بد او را در آغاز جنگهاى ترك و روس به شهر غازان « 1 » كشانيد . مواعظ او در مساجد اين شهر خوشايند طبع روسها واقع نشد و او را به دليل همين صحبتها به زندان انداختند . بعد از رهايى از زندان از كرانهى رودخانهى ولگا پايينتر آمده مدتى در باكو به سر برد و در همين شهر به كشف كتيبههاى
--> ( 1 ) . Kazan : مركز تاتارستان روسيه . م .